|
نمي دانم از كجا شروع كنم
ولي دلم مي خواهد ، گاهي درد دل كنم
در يكي از سفرهايم به مناطق عملياتي ، در ساختمان هاي دو كوهه مستقر بوديم

من با چندتا از دوستان با صفا به داخل ساختمان ها رفته بوديم
ديوارها پر از خاطرات و دست نوشته هاي شهداء و رزمندگان بود
يادگاري هائي كه از تاريخ گرفته تا اسم و نشان آنها
با دوستان خود مي گفتم كه اين ها آثار ماندگاري هستند كه هيچگاه نبايد محو شوند
هر چند سال يكبار كه به آنجا سفر مي كردم
روز به روز آنها محو و محو تر مي شدند
تا اينكه به طور كل ، تمام آن ساختمان هاي زيبا را بازسازي كردند
البته زيبائي را تا هر كس در چه ببيند
بايد رفت تا ديد كه آن همه زمين هاي خالي در آن دور و بر مي باشد
ولي اين ساختمان ها بايد از بين مي رفت
نمي دانم و نمي خواهم بدانم
زيرا دلم فقط گريه مي خواهد |