تبليغاتX
شاهد
شاهد

وصيتنامه، زندگينامه، عكس


آیت الله العظمی بهجت

 

آیت الله العظمی بهجت، پس از 96 سال زندگی پربار بـه دیدار معبود شتافت

من نمي دانم چه بگويم. وقتي شنيدم اشك در چشمانم حلقه زد و بغض تمام وجودم را در بر گرفت

اسطوره اي كه كمتر كسي مي دانست چه شخصيتي والايي داشت

فقط مي توانم بگويم روحش شاد. صلوات

زندگی نامه آیت الله العظمی بهجت

آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت (ره) اواخر سال 1334 (ه ق) در فومن استان گیلان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی حوزه را در مكتب خانه فومن به پایان رساند و پس ازتحصیلات ادبیات عرب در 1348 (ه ق) هنگامی كه حدود 14 سال از عمر شریفش می ‏گذشت، برای تكمیل دروس حوزوی عازم (عراق) شد و حدود 4 سال در كربلای معلی اقامت كرد

آیت الله العظمی بهجت علاوه بر تحصیل علوم رسمی از محضر استادان بزرگ آن سامان ، از جمله مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم خویی (غیر از آیت الله العظمی خویی معروف) بهره برد و در سال 1352 (ه ق) برای ارائه تحصیل به نجف اشرف رهسپار شد و سطح عالی علوم و حوزه را در محضر آیات عظام از جمله حاج شیخ مرتضی طالقانی (ره) به پایان رساند و پس از درك محضر آیات عظام حاج آقای ضیاء عراقی و میرزای نائیینی (ره) در حوزه درسی آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به كمپانی وارد شد

افزون بر این، ایشان از محضر آیات عظام حاج سید ابوالحسن اصفهانی وحاج شیخ محمد كاظم شیـرازی (ره) صاحب حاشیه برمكاسب و درحـوزه علوم عقلی ، كتـاب (الاشارات والتنبیهات) و اسفار را نزد آیت الله سید حسین بادكوبه‏ای (ره) فرا گرفت و در زمان تلمذ به تدریس سطوح عالی پرداخت و درتالیف كتاب (سفینة‏البحار) با محدث كبیرحاج شیخ عباس قمی (ره)همكاری كرد

آیت الله العظمی بهجت در زمینه تهذیب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكی محضر عالم بـزرگوار (سعیدی) و در كربلا از برخی علمای دیگر بهره برد، تا اینكه در نجف اشرف در 17 سالگی با آیت حق علامه قاضی (ره) آشنا شد و گمشده خویش را در وجود ایشان یافت و در سلك شاگردان اخلاقی - عرفانی ایشان درآمـد

وی سرانجام در سال 1364هق مطابق با 1324 (ه ش) قلبی صیقل یافته ازمعنویت و سینه ‏ای مالامال از عشق به حضرت حق و با كوله باری از علم و كمال به سرزمین خویش هجرت كرد و در زادگاهش تشكیل خانواده داد

آیت الله العظمی بهجت درحالی كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور از قم زمانی كـه هنوز چند ماهی ازمهاجرت آیت الله بروجردی (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقیم شد وپس از شنیدن خبر رحلت استادان بزرگ حوزه علمیه نجف ، درشهر مقدس قم رحل اقامت ‏افكند

ایشان در قم از محضر آیات عظام حجة ‏الاسلام و المسلمین كوه كمره‏ای و آیت الله العظمی بروجردی  بهره ها برد

معظم له پس از ورود به قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و به تربیت شاگردان بسیاری همت گماشت. تالیفات حضرت آیت الله العظمی بهجت عبارت اند از : یك دوره كامل اصول، حاشیه بر مكاسب شیخ انصاری (ره) و تكمیل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت، دوره كامل كتاب صلاة، دوره كامل كتاب زكات، دوره كامل كتاب خمس و حج، حاشیه بر كتاب ذخیرة العباد مرحوم شیخ محمد حسین غروی، چندین مجله تقریبا یك دوره فقه فارسی، حاشیه بر مناسك شیخ انصاری(ره)

بعد از فـوت مرحوم آقای سید احمد خوانساری(ره) جلـد اول و دوم كتـاب ذخیره العباد (جامع المسائل كنونی) را به قلم خود تصحیح و در اختیار خواص گذاشت.  آن مرجع عالیقدر پس از 96 سال زندگی پربار و سال ها جد و جهد علمی امروز بـه دیدار معبود شتافت

آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید

درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینکه

پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت

«با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است»

تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد

چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد

بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد

کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است

باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر

تحصیلات ابتدایی را در مکتب خانه فومن به پایان برد، و پس از آن در همان شهر به تحصیل علوم دینی ‌پرداخت

به هر حال، روح کمال جو و جان تشنه او تاب نیآ ورد و پس از طی دوران مقدماتی تحصیلات دینی در شهر فومن، به سال 1348 ه.ق. هنگامی که تقریباً 14 سال از عمر شریفش می گذشت به عراق مشرّف شد و در کربلای معلّی اقامت‌ گزید

بنا به گفته یکی از شاگردان نزدیک ایشان، معظّم له خود به مناسبتی فرمودند

«بیش از یک سال از اقامتم در کربلا گذشته بود که مکلّف شدم»

آری، دست تربیت حضرت ربّ سبحانه هماره بندگان شایسته را از اوان کودکی و نوجوانی تحت نظر جهان بین خود گرفته و فیوضاتش را شامل حال آنان گردانیده و پیوسته می پاید، تا در بزرگی مشعل راهبری راه پویان طریق الی الله را به دستشان بسپارد

بدین سان، آیت الله بهجت حدود چهار سال در کربلای معلّی می ماند و از فیوضات سید الشهداء علیه السلام استفاده نموده و به تهذیب نفس می پردازد و در طی این مدت بخش معظمی از کتابهای فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن دیار مطهّر می‌خواند

در سال 1352ه.ق. برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرّف می گردد و قسمتهای پایانی سطح را در محضر آیات عظام از آن جمله مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی به پایان می رساند. با این همه، همّت او تنها مصروف علوم دینی نبوده، بلکه عشق به کمالات والای انسانی هماره جان ناآرام او را به جستجوی مردان الهی و اولیاء برجسته وا می داشته ‌است

یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید: در سالهای متمادی که در درس ایشان شرکت می جویم هرگز نشنیده ام که جز در موارد نادر درباره خود مطلبی فرموده باشد. از جمله سخنانی که از زبان مبارکش درباره خود فرمود، این است که در ضمن سخنی به مناسبت تجلیل از مقام معنوی استاد خود حضرت آیت الله نائینی(ره) فرمود

« من در ایام نوجانی در نماز جماعت ایشان شرکت می نمودم، و از حالات ایشان چیزهایی را درک می کردم

سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388  توسط MMMG  |

 

بابا نان نداد

بابا نان نداد. بابا نمیتونه که واسه بچه هاش نان بیاره. بابا از بچه هاش خجالت کشید

امین از اکرم جدا شد. امین نامردی کرد زد زیر قولش. اکرم تنها شد

کبری بالاخره تصمیمشو گرفت. تصمیم گرفت واسه اینکه دیگه گشنه نمونه بره پیش امیرای دبی. کبری رفت. کبری دیگه برنگشت. مامانش سکته کرد مرد

حسنک همه ی گاو و گوسفنداشو فروخت تا خرج دوا دکتر مامانشو جور کنه. حسنک دیگه گاو و گوسفندی نداره که براش ما ما و بع بع کنن. حالا حسنک مونده و یه مادر پیر و مریض

کوکب خانم ماست و کره و پنیر نداشت که بذاره رو سفره. کوکب خانم خونه ایی نداره که هرروز اونو تمیزکنه

آن مرد زیر باران نیامد. آن مرد خیلی وقته که معتاد شده و افتاده گوشه ی خونه

چوپان دروغگو خیلی وقته که دیگه دروغ نمیگه اما هیشکی باور نمیکنه. اینجا کسی نمیگه که آدما میتونن خوب بشن که آدما میتونن عوض بشن. هیشکی نمیخواد قبول کنه که چوپان دروغگو دیگه دروغ نمیگه

دهقان فداکار رفت جنگ. رفت که از مملکتش دفاع کنه. رفت که غیرتشو نشون بده رفت و دیگه برنگشت

یه جمله ی قشنگ : آرامش را از کودکان بیاموزید. ببینید چگونه آنها درست در همان لحظه ایی که هستند زندگی میکنند و لذت میبرند! وانمود کنید شما هم می توانید مثل آنها باشید

یه جمله ی قشنگ : با خودت تکرار کن : من به آینده علاقه دارم زیرا بقیه ی عمرم را باید در آن بگذرانم

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388  توسط MMMG  |

 

غم جدائي

با سلام خدمت تمامي دوستان

من از همه بابت ديركردم در اين مدت عذرخواهي مي كنم. خيلي وقت بود كه آپ نكرده بودم و از بابت اين موضوع خيلي ناراحت هستم.

يكي از علت هاي دوريم از شما‌ مرگ ناگهاني يكي از همكارانم بود. خيلي براي همه عزيز بود. او يكي از فرزندان عزيز شهداء بود كه به پدرش پيوست

انشاءالله پدرش در آن سوي ديد ما دستش را بگيرد

براي شادي روح پدرش و آن عزيز از دست رفته يك صلوات و يك فاتحه

در ضمن قول مي دهم كه سعي كنم بهتر از گذشته در اين وب كار كنم

آخه امسال ۸۸ براي من كه ساله خاصي است

برا تمامي دوستان ايراني و عاشقان اهل بيت و شهداء آرزوي سلامتي و طول عمر و موفقيت دارم

يا علي مددي

جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388  توسط MMMG  |

 

وصيتنامه شهيد حسينعلي ممي نژاد

با كسب اجازه از محضر امام زمان (عج) و نائب بر حقش و شهداي خونبار اسلامي مان. جسارتاً اين بنده سراپا تقصير و گناهكار به پيشگاهشان سلام و درود مي فرستم. نائب امام زمانمان گر گوشه چشمي، اشاره اي و يا به قول بسيجي ها لب تر كند، دنيا بتلاطم در خواهد آمد و چنانكه مي بينيد، موج گسترده خروشان مردمي تا ايثار جان و مال در پي اين فرمان امام بپا خواستند و كوچكترين برادران، اين حقيرم كه از زن و مال و منال دست كشيده و به سوي جبهه ها روي آوردم و تا زمانيكه احتياج باشد، در هر زمان و مكاني حاضر به اهداي جان و مال ايستاده ام.

خدايا تو شاهدي تمام سعي ام در فرصتي كه از زندگي داشتم بر اين بود كه راه و روش پيامبر و ائمه اطهار را در پيش بگيرم وليكن شياطين نگذاشتند، انسان هائيكه در كره خاكي از ملعون رانده شده است، بس وسوسه گر و خطر ناكترند و در كمين گمراهان نشسته اند.

بار الها، چه نعمتي است، اين جمهوري و چه انسان هائي كه متحول گشتند و پاك شدند و با شتاب به سوي حق شتافتند و در اين راهيان نور بر خوردم شايد پروردگار از گناهانم در گذرد و به سويش رهسپار گردم و اين اميد با بار سنگين گناهانم بس ضعيف وليكن او رحيم و رحمان است و توبه گنهكاران را هميشه خدا مي پذيرد.

عزيزانم، چطور مي شود اينجا و آنجا را مقايسه كرد. مي دانم كه هميشه نور بوده كه ظلمت را پوشانده، آري زندگي در كنار برادران مخلص و رزمنده صفاي ديگري دارد. سرتاسر تاريخ را ورق بزنيم، جز صدر اسلام و مواردي محدود، نمي توان يافت كه اينجور گل هايي درستين پائين از عشق و معبود خود، سخن بر بال يارند.

مگر مي شد دست از اينها كشيد. آن دنيا جواب خدا را چه بدهم، نه ديگر تسليم دنيا نخواهم گشت تا مگر با خود، چيزيكه يافته ام از دست بدهم.

سخني با دنيا پرستان دارم كه خجالت بكشيد، شرم كنيد، تا كي مي خواهيد پا روي خون اين عزيزان بگذاريد. دنيائيكه بجز خواب و خيال و سراب هيچ نيست. چرا چهارچنگولي بدنيا چسبيده ايد و دل نمي كنيد. بخود آئيد و دست از لجاجت برداريد. ديگر دوران ارازل و اوباش، كثافت ها و حق الناس را خوردن تمام شده، آنها نمي توانند در اين دستگاه راهي يابند تا دير نشده و يقه تان را نگرفته اند، توجه كنيد و به سوي او باز گرديد. شايد قرين رحمت خدا شويد وگر نه اين پاكان امت روزي به سراغ شما خواهند آمد و به زباله داني تاريخ خواهند فرستاد. تا فرصت است غنيمت دانيد وگر نه زمانش به زودي خواهد رسيد كه انقلابي اداري صورت بگيرد و بازوان دولت را خالص از محبان خدا گردانند و آنگاهست كه ملت شهيد پرور از بند ناكسان خلاص خواهند شد.

دست از امام بر نداريد و از اين امتحان بزرگ الهي پيروز سر درآوريد. يتيمان را زير چتر محبت خود در آوريد، مبادا فراموشتان شود، زيرا عزيزانشان فداي اسلام شدند و مربوط به همه مردم مي شوند.

قيم و وصي ام همسرم مي باشد كه او فرزنداني شايسته و مكتبي بار بياورد و بار مسئوليت سنگيني كه به دوشش واگذار مي شود، به نحو احسن انجام دهد. بنده را به عنوان يك بسيجي بشناسيد و به همين ترتيب مراحل قانوني اش را طي نمائيد كه شغلم را از بدو ورود تاكنون بر اثر تبعيضات و حق كشي ها كه وجود داشته و دارد، اجباراً گردن نهاده بودم و خواهانم پس از مرگم، اين شغل رويم نباشد. تشييع جنازه ام را اگر خواستيد انجام دهيد. به سادگي برگزار كنيد و كسانيكه مخالف حكومت اسلامي و روحانيت مي باشند، نگذاريد بر جنازه ام حاضر شوند. از مؤمنين دعوت كنيد و بنده حقير نمي توانم، وقتي خاك پاي يكي از شهداي تاريخ هم باشم. گذاشتن تربت سيد الشهداء در كفنم را فراموش ننمائيد و از تمام كساني كه در زندگي به نحوي رابطه داشتيم، حلاليت به حلاليت بطلبيد.

هيچ از مرگم ناراحت نباشيد، يك امانتي در زمين بودم كه خداوند خودش مسئلت دانست و بردش. ما همه رفتني هستيم، چه در راه اسلام باشد بهتر است.

فرزندانم را بعد از خدا به 5 تن و نائب امام زمان (عج) سپردم. به همين دلگرمي كه زن و فرزندانم در پناه آنهاست. والسلام

اعزام 16/2/65 از منطقه يك ثارالله مالك اشتر

یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  توسط MMMG  |

 

سفر زيارتي، سياحتي و هميشگي آخرت

دعوتنامه

ابتدا گذرنامه زير را تكميل نمائيد

نام : انسان        نام خانوادگي : آدمي زاد        نام پدر : آدم        نام مادر : حوا

لقب : اشرف مخلوقات        نژاد : خاكي        صادره از : دنيا

ساكن : كهكشان راه شيري، منظومه شمسي، زمين        مقصد : آخرت

ساعت حركت : هر وقت كه خدا بخواهد        مكان : بهشت، اگر نشد جهنم

 

وسايل مورد نياز

1- دو متر پارچه سفيد 2- عمل نيك 3- انجام واجبات و ترك محرمات

4- امر به معروف و نهي از منكر 5- دعاي والدين و مؤمنين

6- نماز اول وقت 7- ولايت ائمه اطهار 8- اعمال صالح، تقوا و ايمان

 

توجه

۱- خواهشمند است جهت رفاه حال خود، خمس و زكات را قبل از پرواز پرداخت نمائيد

۲- از آوردن ثروت و مقام حتي داخل فرودگاه خودداري نمائيد

۳- حتماً قبل از حركت به بستگان خود توضيح دهيد تا از آوردن دسته گل هاي سنگين،
سنگ قبر گران و تجملاتي و نيز مراسم هاي پر خرج خودداري نمائيد

۴- جهت يادگاري قبل از پرواز اموال خود را بين فرزندان تقسيم كنيد

۵- از آوردن بار اضافي از قبيل حق الناس، غيبت، تهمت و غيره خودداري نمائيد

 

براي كسب اطلاعات بيشتر به قرآن و سنت پيامبر (سلام الله عليه) مراجعه نمائيد

186 / سوره بقره        45 / سوره نساء        29 / سوره توبه

55 / سوره اعراف        2 و 3 / سوره طارق

اميدوارم سفر آسوده اي در پيش داشته باشيد

سرپرست كاروان : حضرت عزرائيل (سلام الله عليه)        تهيه و تنظيم : سرنوشت الهي

خدا كند كه بيايي

سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388  توسط MMMG  |

 

ماندگار

همان رنگ و همان روي

همان برگ و همان بار

همان خنده خاموش        در او خفته بسي راز

همان برگ سپيد به مثل ژاله

ژاله به مثل اشك نگون سار

همان جلوه رخسار        نه افسرده شود هيچ ، نه پژمرده

كه افسردگي روي ، خورد آب ز پژمردگي دل

ولي در پس اين چهره دلي نيست

گرش برگ و بري هست

ز آب و ز گلي نيست

هم از دور ببينش ، به منظر بنشان و بنظاره بنشينش

ولي قصه ز اميد هوايي كه در او بسته دلت

هيچ مگويش ، مبويش

كه او بوي چنين قصه شنيدن نتواند

مبر دست به سويش

كه در دست تو جز كاغذ رنگين ورقي چند نماند

چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388  توسط MMMG  |

 

 



براي گذاشتن عكس، وصيتنامه، زندگينامه شهيد مورد علاقه خود مي توانيد به آدرس ايميل يا در قسمت نظرات، پيغام بگذاريد
MMMG.Mandegar@Yahoo.com

 

عكس شهدا
وصيتنامه شهدا
زندگينامه شهدا
عمليات هاي هشت سال دفاع مقدس
شهيد سيد مرتضي آويني
امامان معصوم
مطالبي از...
شعر
مداحي
خاطرات

 

فرصت آسمانی
ماه رمضان
ولادت سه عشق
یا امیر المؤمنین، علی ابن ابیطالب
پرواز دل های پاک و بی آلایش
رحلت امام خمینی
QI کوئست
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
حج دل
بیانات مقام معظم رهبری

 

شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387

 

 

استاذنا (آیت الله شیخ جواد مروی)
مركز اطلاع رساني شهيد آويني
یه روزی، یه جایی، یه کسی
شلمچه سرزمین مردان خدا
قرآن / دعا / ذکر / مناجات
به نام آنكه عشق را آفريد
دل نوشته های یک مداح
برو بچه هاي فرهيختگان
دفتر مقام معظم رهبري
اين روزها كه مي گذرد
طبيعت و گل هاي زيبا
محفل محبين الشهدا
عاشقان بي نشان
بچه های آسمانی
نيروي هوائي ايران
افكار يك روح افگار
ترنم هاي تنهائي
بانوي بي نشان
بي نام بي نام
ابزارهاي مفيد
شاهد شیدا
پرستوي تنها
گروه دیدبان
فرزند شهید
آسمان آبي
نسيم وصل
اميد فاطمه
زيبا آفرين
باب العلم
حفا نیوز
ماندگار
دوستی آدما
هر چی بخوای

 

 

RSS 2.0

Designed By ParsTheme