تبليغاتX
شاهد
شاهد

وصيتنامه، زندگينامه، عكس


تقويم سال 1388 و اسامي فيلم هاي نوروزي سيما

اميدوارم كه سال نو ، سالي پر از موفقيت و سلامتي براي تمامي ايرانيان و شيعيان عزيز باشد

سالي باشد كه بتواند ، قلب تمامي ما را با نور اهل بيت (عليه اسلام) و شهداي ۸ سال دفاع مقدس روشن گرداند

سالي باشد كه بتوانيم يك خانه تكاني در دل هايمان انجام دهيم و نور ايمان و عشق به خداوند متعال را روشن كنيم

باشد كه دست در دست هم دهيم و براي شادي دل خانواده هاي عزيز شهداء و جانبازان و آزادگان عزيز

در اين عيد فرخنده ، بازديدي از آن عزيزان كنيم

يا علي مدد

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، جشنواره نوروزی فیلم‌های سیما از سه شنبه 27 اسفندماه آغاز و تا جمعه 14 فروردین ماه ادامه خواهد داشت.

بنابر این گزارش، اسامی فیلم های نوروزی سیما به تفكیك شبكه به شرح زیر است:

شبكه یك سیما

فیلم‌های سینمایی آغاز سحرگاه (27اسفند)، كودك و روباه (29اسفند)، بمانی هفتم (30 اسفند)،
هیاهوی بچه‌ها (1فروردین)، ماه قرمز (2 فروردین)، مكزیكی (3 فروردین)، عنكبوت و رز (4 فروردین)، گراناز (5 فروردین)، میلیونر زاغه‌نشین (6 فروردین)، بیگانه‌ای پشت در (7فروردین)، رفتن به خانه (8 فروردین)، بیرون از بهشت (9 فروردین)،
پرنده كوچك (10 فروردین)، خشاب خالی (11فروردین)، بهار شیرین (12 فروردین)، دختر جوان و گرگ‌ها (13 فروردین) و پایان بازی (14 فروردین) از شبكه یك سیما پخش خواهند شد.
فیلم سینمایی روز چهارشنبه 28 اسفندماه این شبكه هنوز مشخص نشده است.

شبكه دو سیما

فیلم‌های سینمایی راه حل نهایی (27اسفند)، توطئه 1 (28اسفند)، توطئه 2 (29اسفند)، كلاه چرمی‌ها (30 اسفند)،
ماه از روی سكو (1فروردین)، دنیای بدون دزدها (2 فروردین)، حول حالنا 1 و 2 (3 فروردین)، من و شیطان (5 فروردین)،
مانگرو (6 فروردین)، شكست (7فروردین)، اینجا بودن (8 فروردین)، عید به خانه می‌آید (10 فروردین)، حلقه (11فروردین)، تجارت جهانی (12 فروردین)، آقای سه هزار (13 فروردین) و ماجرای دسپرو (14 فروردین) از شبكه دو سیما به‌روی آنتن خواهند رفت.
فیلم‌های سینمایی روز سه شنبه 4 فروردین و یكشنبه 9 فروردین ماه شبكه دو سیما هنوز مشخص نشده است.

شبكه سه سیما

فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی همكار جاسوس من (27 اسفند)، بدو بدو (28 اسفند)، دار و دسته فوتبالیست‌ها (29 اسفند)، ده رقمی (30 اسفند)، بچه‌های آسمان (1 فروردین)، همسر دلخواه من (2 فروردین)، مومیایی 3 (3فروردین)،
پسرها سرباز به دنیا نمی آیند (4 فروردین)، مردی به نام ییپ (5فروردین)، ای دوست مرا به خاطر آور (6 فروردین)،
شوالیه تاریكی (7 فروردین)، رفیق بد (11 فروردین)، سرشاخ (12 فروردین)، خط آبی باریك (13 فرودین) و قهرمان تحت تعقیب (14فروردین) از شبكه سه سیما پخش خواهند شد.
شبكه سه سیما روز 8 فروردین ماه به دلیل پخش زنده مسابقات فوتبال فیلم سینمایی نخواهد داشت و فیلم‌های روزهای 9 و 10 فروردین ماه نیز هنوز مشخص نشده‌اند.

شبكه چهار سیما

فیلم های سینمایی و تلویزیونی غار (27 اسفند)، با شركت پانچوویلا (28 اسفند)، در آینه (29 اسفند)، هواپیماها،
قطارها و اتومبیل‌ها (1فروردین)، مسافران فضا (2 فرودین)، نخست وزیر (3 فروردین)، غبار (5فروردین)،
كلیدهای خانه (6 فروردین)، جزیره مسكونی (7فروردین)، ضیافت چینی (9 فروردین)، نه فرشته (10 فروردین)،
مكس پین (13 فروردین) و گومورا (14 فروردین) روی آنتن شبكه چهار سیما خواهد رفت.
فیلم‌های سینمایی این شبكه در روزهای جمعه 30 اسفند،سه شنبه 4، سه شنبه11 و چهارشنبه 12 فروردین هنوز مشخص نشده‌اند.

شبكه تهران

فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی مارهای آناكوندا (27 اسفند)، الواح زرین (28 اسفند)، دره گرگ‌ها (29 اسفند)، چند روز مهربانی (30 اسفند)، تحت تعقیب (1فروردین)، به نام پادشاه (2 فروردین)، هالك 2 (3فروردین)، چاپلین (6 فروردین)، ترانسپورتر3 (7 فروردین)، به شمال خوش آمدید (11 فروردین)، آب و آینه (12 فروردین)، از بچه‌ها اجازه بگیرید (13 فروردین) و كلاه برداران (14 فروردین) فیلم‌های نوروزی شبكه تهران هستند.
فیلم‌های این شبكه در روزهای سه شنبه 4 فروردین، چهارشنبه 5 فروردین، شنبه 8 فروردین، یكشنبه 9 فرودین و دوشنبه 10 فروردین هنوز مشخص نشده‌‌اند.

****
****
****
****
****
**********
********
******
****
*

براي ديدن تقويم سال ۱۳۸۸ در يك نگاه به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب

سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387  توسط MMMG  |

 

علمدار

بار الها، تو را شكر مي گويم

كه به من آگاهي بخشيدي تا اينكه بدانم

كيستم و از كجايم و در كجا هستم و به كجا مي روم.

شهيد علي سليماني

 

شهيد حقيقت شگفت آوري است،

ما چون عادت كرده ايم به مشاهده شهدا و گذشت هاي آنها را،

ايثارهاي آنها را، و عظمت آنها را، وصاياي آنها را،

راهي كه آنها را به شهادت مي رساند، چون اينها را زياد ديديم،

عظمت اين حقيقت نوراني و بهشتي براي ما مخفي مي ماند،

مثل عظمت خورشيد و آفتاب كه براي كساني كه دائم در آفتاب اند،

مخفي مي ماند.

مقام معظم رهبري

شنبه بیست و چهارم اسفند 1387  توسط MMMG  |

 

شهيدان


با تشكر از محمد ، دوست عزيزم بخاطر ارسال اين عكس

...::: ياد شهيدان :::...

روزگاري آشنا با شب بُديم
آشنا با يارب و يارب بُديم

سرخ مردان را اميدي داشتيم
مرگ را بازيچه مي پنداشتيم

هان، چه شد آن گريه هاي نيمه شب
آن همه سوز و گداز و تاب و تب

واي بر ما باد و بر فرداي ما
گر شقايق ها، روند از ياد ما

پاي در گل در مسير بندگي
اي دريغ از اين همه شرمندگي

راستي اي دوستان ما كيستيم
ما كه روزي با شهيدان زيستيم

هيچ مي داني چرا بي حاصليم
چون كه از ياد شهيدان غافليم

سيد حسين حسيني عربي
برگرفته از كتاب بي نشان ها

...::: ما و شهيدان :::...

ما نشان در بي نشاني داشته ايم
بي نشاني در شهيدان يافته ايم

ما سبكروحان عاشق را به شوق
بس هوائي تر ز مرغان ديده ايم

ما ز فكه تا كه مجنون تا شلمچه
آيه آيه نور ايمان يافته ايم

ما ز قامت هاي چون سرو شهيدان
يك پلاك و استخواني جسته ايم

ما وطن را سبزه سبزه پر ز گل
از نثار خون ياران داشته ايم

ما ز مكتب هاي بي پايه اساس
مكتب سرخ شهيدان خواسته ايم

ما به راه مكتب و آئين خود
باكري ها صد هزاران داده ايم

پيكر خونين اگر چه بي سر است
ليكن اين سر را به پيمان داده ايم

كعبه ما نام پر فيض شهيد
ما طواف بر گرد خوبان كرده ايم

چون ذبيح، پيمان بي سر بسته ايم
با خليل همره به قربان رفته ايم

كوچه ها زينت به نام هر شهيد
دل خوشي با نام آنان بسته ايم

اين پلاك و استخوان از آن كيست
كز نسيمش دل نه جان داده ايم

بي نشان مائيم در اين ظلمتكده
در هوس افتاده و جان داده ايم

اي به قربان شما آلاله ها
با علي تا مرز مردن مانده ايم

غلامعلي افشاري
برگرفته از كتاب بي نشان ها

سه شنبه بیستم اسفند 1387  توسط MMMG  |

 

سرداران عشق

شهيد سيد موسي نامجوي

شهيد حاج حسين خرازي

 

شهيد حاج يدالله كلهر

شهيد محمدرضا دستواره

شهيد مهدي زين الدين

شهيد مجيد پازوكي

یکشنبه هجدهم اسفند 1387  توسط MMMG  |

 

درد دل ماندگار

اين مطالبي كه مي نويسم فقط حرف هاي خودم هست و درد دلي است با شما دوستان و همراهان و دل شكستگان و اگر خدائي نكرده جسارتي و بي احترامي به كسي شد، حلال كند و مرا ببخشد. از جمله بندي بدم هم معذرت مي خواهم. راستي نظر خود را در مورد اين مطلب حتماً بگوئيد، كمكم مي كند

........::::::::********::::::::........

وقتي حرف از جنگ و جبهه كه به ميان مياد، خيلي ها را ناراحت مي كند

نمي دانم چرا؟؟؟

ولي اين را خوب مي دانم كه آدم وقتي گناهي مي كنه، اصلاً دلش نمي خواد به چيزهاي خوب فكر كنه

در هر كشوري در دنيا كه جنگ بوده، پس از اتمام جنگ، هر سال را يادبود مي گيرند

كلي به بازماندگان آن جنگ و حتي خانواده هاي آنها احترام مي گذارند

ولي در كشور ما اگر كسي را ببينيم كه جانباز است

روي خود را بر مي گردانيم و شايد بعضي وقت ها حتي به آنها بي احترامي بكنيم

من هر هفته براي كوه نوردي به توچال مي روم

چند هفته پيش كه رفته بودم

يك جانباز را ديدم كه بر روي ويلچر نشسته بود و عكس شهيد بزرگوار، حاج محمد ابراهيم همت را در يك دست و پرچم كوچكي از كشور عزيزمان را در دست ديگر داشت

لبخند زنان با معشوق خود تنها و بي ياور حركت مي كرد

چند تا جون بي معرفت رو ديدم كه شروع كردن به مسخره كردن او

ولي باز هم او با لبخند از كنار آنها گذشت و حتي آنها را هم يك نگاه نكرد

من مطمئن هستم كه حتي او آنها را در دلش دعا كرده است

چون خيلي با معرفت است

چه مي داند آن جوان كه اين جوانمرد يك روز جوان رشيدي بود

و با آن اندام قدرتمندش هر هفته به كوه مي رفت و كسي به گرد پايش نمي رسيد

چه مي داند آن جوان كه اين جوانمردان هم آرزوها داشتند و مانند آن جوان، آنها هم جوان بودند

و به خاطر راحتي و آسايش خانواده و ناموس ما رفتند و ناموس خود را به ..... كه سپردند

بگذاريم و بگذريم

اين را مي خواهم بگويم

بمباران هيروشيما ۶۴ سال پيش (ششم اوت ۱۹۴۵م) اتفاق افتاد و هنوز كه هنوزه در كشور خودمان ايران هم

يادبود كشته شدگان آن حادثه تلخ و دلخراش را مي گيريم

ولي وقتي حرف از دفاعي مقدس و نابرابر كه طبق آمار ۱۰۸ كشور دنيا به خاك پاك و مقدس ما

تجاوز كردند و باز هم طبق آمار ما از ۱۹ كشور دنيا اسير داشتيم

آنها حتي به كودكان و زنان ما هم رحم نمي كردند

مناطق مسكوني و غير مسكوني حاليشون نبود

غارت و تجاوز مي كردند، مي كشتند و مي رفتند

ولي .... افسوس كه

افسوس كه هيچكس نمي داند، وقتي بچه اي سال ها چشم به راه پدر بماند يعني چي

افسوس كه هيچكس نمي داند، وقتي مردي آرزو مي كند، براي يكبار ديگر ببيند يعني چي

افسوس كه هيچكس نمي داند، وقتي مردي آرزو مي كند، يكبار دست فرزندانش را بگيرد و با آنها ... يعني چي

افسوس كه هيچكس نمي داند، وقتي مردي همسرش را ترك مي كند، بخاطر اينكه او نمي تواند ... يعني چي

افسوس كه هيچكس نمي داند، وقتي مادري چشم انتظار كوچكترين خبري از جوان رشيدش مي ماند، يعني چي

افسوس و صد افسوس براي خودم و تمام كساني كه نمي دانند يعني چي

 اي كاش براي يكبار هم كه شده به آسايشگاه جانبازان و موج گرفته هاي جنگ مي رفتيم

و فقط وضعيت آنها را مي ديديم و بر مي گشتيم

و نه چرا راه دور

شايد در نزديكي شما يك جانباز و خانواده شهيد و يا آزاده زندگي كند

پيش آنها برويد و از آنها بخواهيد برايتان كمي فقط درد دل كنند

آنهم اگر بغضشان اجازه داد

نمي دانم و نخواهم دانست

و اي كاش مي شد تا بدانم

دخترم خيلي بي تابي مي كرد و همش سراغ پدرش را مي گرفت

آخه خيلي سال بود كه نديده بودش، تا اينكه خبر رسيد

در يكي از بيمارستان هاي تهران بستري شده است

فوري براي ديدن او با يك دسته گل زيبا به بيمارستان رفتيم

وارد اتاق شديم و دخترم سريع به سمت پدرش دويد

ولي پدرش او را در آغوش نگرفت

ناگهان ديدم بغضي در گلوي هر دوي آنها پديدار شد و اشك در چشمان هر دو حلقه زد

دسته گلي را كه برايش گرفته بود، به سمتش دراز كرد

ولي باز هم پدرش آن را نگرفت

و اين بار هر دو شروع به گريه كردند و دخترم دسته گل را پرتاب كرد

و از اتاق خارج شد

ديگر نتوانستم جلوي خودم را بگيرم و رو به او كردم و گفتم

تو خجالت نمي كشي، اين همه وقت كه نبودي

مي دوني چقدر دخترت چشم انتظارت بوده

هر موقع دختراي ديگر رو تو بغل باباشون مي ديده، مي گفته كه مامان كي بابا مي ياد تا من رو هم بغل كنه

مي دوني كه ..... و همين طور هي گفتم و گفتم

ولي او فقط اشك مي ريخت

خيلي ناراحت شدم و با سرعت از اتاق خارج شدم

بعدها وقتي از همسنگرش كه در اتاق بود و شاهد همه ماجرا

شنيدم كه او حتي قادر به پاك كردن اشك هايش هم نبود

زيرا او دو دستش را از دست داده بود

و از اين موضوع خيلي خجالت مي كشيد

آنقدر ناراحت شدم كه ...... افسوس  و افسوس

چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387  توسط MMMG  |

 

قسمت پنجم از فجايع عراق در هشت سال دفاع مقدس

 

 

 

 

 

شنبه دهم اسفند 1387  توسط MMMG  |

 

جا مانده ايم


به ترتيب از راست و بالا : شهيدان كربلائي ، داود توكلي ، حسينعلي ممي نژاد و بهنام اكبري

اينجا هميشه مرگ

در رفت و آمد است

اما

رويين تنان عشق

بي اعتنا به عابر مرگند

اينجا

اين چيز ديگري است كه مي جنگد

نه ساز و برگ و آتش و آهن

دكتر قيصر امين پور
برگفته از كتاب سبز تر از جنگل

رفتند و ما در غريبي، مانديم و شرمنده گشتيم

از حسرت بي نصيبي، وز مرگ آكنده گشتيم

هر باد زردي كه آمد، آلاله اي را درو كرد

ما سادگان اي دريغا، پابند آينده گشتيم

رفتند آنان كه پرواز، آغاز پيوندشان بود

ما در كويري نشستيم، مرغان پركنده گشتيم

ابراهيم سنائي
برگفته از كتاب سبز تر از جنگل

چهارشنبه هفتم اسفند 1387  توسط MMMG  |

 

قسمتي از خاطرات شهيد امير عباس جعفرزاده

محل : اردوگاه كرخه

22/3/1365

به نام الله آن نامي جهان و به نام نامدار جهان حجت ابن الحسن، آقا امام زمان (عجل الله تعالي) و با عرض ادب خدمت رهبر كبير انقلاب اسلامي، از امروز 22/3/1365 كه خاطرات خود را شروع كردم، از چند روز پيش خبر رسيد كه كم كم بايد بار سفر را ببنديم و از اين اردوگاه هجرت نمائيم و به عقبه برويم تا انشاء اله به محل عمليات برويم ولي اين روزها شايد روزهاي آخر بعضي از افراد خاص خدا باشد و چند روزي ديگر از ماندن در اين دنياي فاني و زندگي آنها نباشد و شهادت را با آغوش باز قبول كنند و به سوي او حركت نمايند.

من نمي دانم آيا خداوند اين بندة حقير را جزو ياران واقعي خود و جزوشهداء قرار مي دهد و قبول مي كند كه اين جان بي ارزش را كه براي بعضي ها خيلي دوست داشتني است را فدايش نمايم و ما را هم جزو دوستان و غلامان اهل بيت (عليه السلام) قرار بدهند و شفيعمان خانم فاطمه الزهرا (سلام الله عليه) قرار مي گيرد.

خدايا ما مي دانيم اين بچه ها در دل هوا كوي حسين (عليه السلام) را دارند و براي رسيدن به اين منظور اين روزهاي آخر مخلصانه فداكاري و ايثار و از خودگذشتگي مي كنند و امروز چادرها را جمع كرديم و قرار است امروز و يا فردا برويم و معلوم نيست چند تا از اين بچه ها سالم برگردند.

الهي من در وصيتم گفته ام كه نمي توانم هجرت ياران و رفتن يك به يك آنها از پيش مان را تحمل كنم، زيرا كه من با آنها نان و نمك خورده ام و با آنها همنشين بوده ام.

23/3/1365

الان كه شروع به نگارش كردم ساعت حدود 4 بعد از ظهر است و امروز حركت كرديم و الان در اتوبوس در جاده مهران هستيم و گويا مي خواهند ما را به مهران ببرند.

حالات بچه ها امروز خيلي خوب است و از موقعي كه راه افتاديم، نمي دانم چرا خنده بر لب من و بچه ها بود و شروع به شعر خواندن كردن و همه با حال و هواي خوبي جواب دادند.

خدايا شايد بعضي از اين بچه ها مي دانند كه ديگر بر نمي گردند و اينها مشتاقند، براي ديدار حسين (عليه السلام) شعري كه بچه ها مي خوانند، اين بود :

اباعبدالله ، اي نور الهي مونس جانم و ... خلاصه هر روز به مقصد نهائي نزديك مي شويم و آنها كه از اين قافله عقب ماندند خيلي ضرر كردند و از فيضي بزرگ محروم شدند.

خدا را شكر كه من و بقيه را جزو سربازان خود قرار داد. انشاء اله كه جزو ياران واقعي امام زمان (عجل الله تعالي) قرار بدهد.

یکشنبه چهارم اسفند 1387  توسط MMMG  |

 

سه ماه تعطيلي

ابراهيم از همان دوران كودكي جدي و كشا بود. اخلاق و رفتار كودكان را نداشت. به بازيهاي كودكانه علاقه اي نشان نمي داد و مانند بزرگترها رفتار مي كرد. وقتي بچه ها براي بازي به دنبالش مي آمدند، نمي رفت. مي گفت بايد به مادرم كمك كنم.

پس از پايان سال تحصيلي، سر كار مي رفت. يك سال در ايام تابستان، گفتيم كه اين بچه نه ماه درس خوانده و خسته است، بهتر است كه كمي هم تفريح كند. باغي در خارج از شهر داشتيم. تصميم گرفتيم كه همگي چند روزي به آنجا برويم. وقتي موضوع را با او در ميان گذاشتيم، گفت : "من نمي آيم. كار دارم."

بعدها فهميديم كه روزها مي رود شاگردي. پرسيدم: "كجا مي روي؟"

گفت : "توي يك مغازه كار مي كنم."

گفتم : "الان تابستان است و تو تازه درست تمام شده، خب برو با بچه ها بازي كن."

گفت : "نه! نمي خواهم با اينها بروم، بچه هاي مودبي نيستند. دلم مي خواهد كار كنم."

گفتم : "آخر براي چه؟ مگه كم و كسري داري؟ زندگي ات كه رو به راست، پس براي چي مي خواي كار كني؟"

گفت : "نمي گويم كم و كسري دارم. دلم نمي خواهد مثل بچه ها بروم بازي كنم. دوست دارم بروم شاگردي."

پرسيدم : "حالا كجا كار مي كني؟"

گفت : "در يك مغازه ميوه فروشي."

گفتم : "اين همه كار هست، چرا رفتي مغازه ميوه فروشي شاگردي مي كني؟ بيا برو دكان بزازي كه كارش هم تميزتر است."

گفت : "اين جا را چون كارش زيادتر است، انتخاب كرده ام. بزازي همش بايد يك گوشه بنشينم و چرت بزنم ولي اين جا كار هست، فعاليتش خيلي بيشتر است."

به اين ترتيب، هر سال در ايام تعطيلي مدارس، به سر كار مي رفت و در طول سال هم درس مي خواند.

هيچ وقت حاضر نشد كه مانند ساير هم سن و سالان، به بازي و تفريح بگذراند. ترجيح مي داد كارهاي جدي و بزرگ انجام بدهد.

 روايت از ولي الله همت
برگرفته از كتاب سردار خيبر

شنبه سوم اسفند 1387  توسط MMMG  |

 

ياد بگيريم

دو چيز را هيچ وقت فراموش نكن

خدا و مرگ را

دو چيز را هميشه فراموش كن

اول به كسي خوبي كردي
دوم كسي به تو بدي كرد

در مجلسی وارد شدی زبان نگهدار
در سفره حاضر شدی شکم نگهدار
در خانه ای وارد شدی چشم نگهدار
در نماز ایستادی دل نگهدار

دنیا دو روز است:

یک روز با تو و یک روز علیه تو
روزی که با توست مغرور مباش
روزی که علیه توست صبور باش
هر دو پایان پذیر است

به چشمانت بیاموز

که هرکس ارزش دیدن ندارد

پنجشنبه یکم اسفند 1387  توسط MMMG  |

 

 



براي گذاشتن عكس، وصيتنامه، زندگينامه شهيد مورد علاقه خود مي توانيد به آدرس ايميل يا در قسمت نظرات، پيغام بگذاريد
MMMG.Mandegar@Yahoo.com

 

عكس شهدا
وصيتنامه شهدا
زندگينامه شهدا
عمليات هاي هشت سال دفاع مقدس
شهيد سيد مرتضي آويني
امامان معصوم
مطالبي از...
شعر
مداحي
خاطرات

 

شهادت امام حسن عسگری علیه السلام
سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی
پیام رهبری، امام خامنه ای
با اسطوره شهیدم
روزه داری از دیدگاه بهجت
نیمه شعبان
اعیاد شعبانیه
خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید
سال نو و تبریک عید نوروز
سیره تربیتی امام حسن

 

بهمن 1390
آذر 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387

 

 

استاذنا (آیت الله شیخ جواد مروی)
مركز اطلاع رساني شهيد آويني
یه روزی، یه جایی، یه کسی
شلمچه سرزمین مردان خدا
قرآن / دعا / ذکر / مناجات
به نام آنكه عشق را آفريد
دل نوشته های یک مداح
برو بچه هاي فرهيختگان
دفتر مقام معظم رهبري
اين روزها كه مي گذرد
طبيعت و گل هاي زيبا
محفل محبين الشهدا
عاشقان بي نشان
بچه های آسمانی
نيروي هوائي ايران
افكار يك روح افگار
ترنم هاي تنهائي
بانوي بي نشان
بي نام بي نام
ابزارهاي مفيد
شاهد شیدا
پرستوي تنها
گروه دیدبان
فرزند شهید
آسمان آبي
نسيم وصل
اميد فاطمه
زيبا آفرين
باب العلم
حفا نیوز
ماندگار
دوستی آدما
هر چی بخوای
زندگی نو
فروشگاه اینترنتی بزرگ با برترین محصولات
بنده آنی که در بند آنی
@ دی @
بچه پرستوهای شهید

 

 

RSS 2.0

Designed By ParsTheme