|

اين مطالبي كه مي نويسم فقط حرف هاي خودم هست و درد دلي است با شما دوستان و همراهان و دل شكستگان و اگر خدائي نكرده جسارتي و بي احترامي به كسي شد، حلال كند و مرا ببخشد. از جمله بندي بدم هم معذرت مي خواهم. راستي نظر خود را در مورد اين مطلب حتماً بگوئيد، كمكم مي كند
........::::::::********::::::::........
وقتي حرف از جنگ و جبهه كه به ميان مياد، خيلي ها را ناراحت مي كند
نمي دانم چرا؟؟؟
ولي اين را خوب مي دانم كه آدم وقتي گناهي مي كنه، اصلاً دلش نمي خواد به چيزهاي خوب فكر كنه
در هر كشوري در دنيا كه جنگ بوده، پس از اتمام جنگ، هر سال را يادبود مي گيرند
كلي به بازماندگان آن جنگ و حتي خانواده هاي آنها احترام مي گذارند
ولي در كشور ما اگر كسي را ببينيم كه جانباز است
روي خود را بر مي گردانيم و شايد بعضي وقت ها حتي به آنها بي احترامي بكنيم
من هر هفته براي كوه نوردي به توچال مي روم
چند هفته پيش كه رفته بودم
يك جانباز را ديدم كه بر روي ويلچر نشسته بود و عكس شهيد بزرگوار، حاج محمد ابراهيم همت را در يك دست و پرچم كوچكي از كشور عزيزمان را در دست ديگر داشت
لبخند زنان با معشوق خود تنها و بي ياور حركت مي كرد
چند تا جون بي معرفت رو ديدم كه شروع كردن به مسخره كردن او
ولي باز هم او با لبخند از كنار آنها گذشت و حتي آنها را هم يك نگاه نكرد
من مطمئن هستم كه حتي او آنها را در دلش دعا كرده است
چون خيلي با معرفت است
چه مي داند آن جوان كه اين جوانمرد يك روز جوان رشيدي بود
و با آن اندام قدرتمندش هر هفته به كوه مي رفت و كسي به گرد پايش نمي رسيد
چه مي داند آن جوان كه اين جوانمردان هم آرزوها داشتند و مانند آن جوان، آنها هم جوان بودند
و به خاطر راحتي و آسايش خانواده و ناموس ما رفتند و ناموس خود را به ..... كه سپردند
بگذاريم و بگذريم
اين را مي خواهم بگويم
بمباران هيروشيما ۶۴ سال پيش (ششم اوت ۱۹۴۵م) اتفاق افتاد و هنوز كه هنوزه در كشور خودمان ايران هم
يادبود كشته شدگان آن حادثه تلخ و دلخراش را مي گيريم
ولي وقتي حرف از دفاعي مقدس و نابرابر كه طبق آمار ۱۰۸ كشور دنيا به خاك پاك و مقدس ما
تجاوز كردند و باز هم طبق آمار ما از ۱۹ كشور دنيا اسير داشتيم
آنها حتي به كودكان و زنان ما هم رحم نمي كردند
مناطق مسكوني و غير مسكوني حاليشون نبود
غارت و تجاوز مي كردند، مي كشتند و مي رفتند
ولي .... افسوس كه
افسوس كه هيچكس نمي داند، وقتي بچه اي سال ها چشم به راه پدر بماند يعني چي
افسوس كه هيچكس نمي داند، وقتي مردي آرزو مي كند، براي يكبار ديگر ببيند يعني چي
افسوس كه هيچكس نمي داند، وقتي مردي آرزو مي كند، يكبار دست فرزندانش را بگيرد و با آنها ... يعني چي
افسوس كه هيچكس نمي داند، وقتي مردي همسرش را ترك مي كند، بخاطر اينكه او نمي تواند ... يعني چي
افسوس كه هيچكس نمي داند، وقتي مادري چشم انتظار كوچكترين خبري از جوان رشيدش مي ماند، يعني چي
افسوس و صد افسوس براي خودم و تمام كساني كه نمي دانند يعني چي
اي كاش براي يكبار هم كه شده به آسايشگاه جانبازان و موج گرفته هاي جنگ مي رفتيم
و فقط وضعيت آنها را مي ديديم و بر مي گشتيم
و نه چرا راه دور
شايد در نزديكي شما يك جانباز و خانواده شهيد و يا آزاده زندگي كند
پيش آنها برويد و از آنها بخواهيد برايتان كمي فقط درد دل كنند
آنهم اگر بغضشان اجازه داد
نمي دانم و نخواهم دانست
و اي كاش مي شد تا بدانم

دخترم خيلي بي تابي مي كرد و همش سراغ پدرش را مي گرفت
آخه خيلي سال بود كه نديده بودش، تا اينكه خبر رسيد
در يكي از بيمارستان هاي تهران بستري شده است
فوري براي ديدن او با يك دسته گل زيبا به بيمارستان رفتيم
وارد اتاق شديم و دخترم سريع به سمت پدرش دويد
ولي پدرش او را در آغوش نگرفت
ناگهان ديدم بغضي در گلوي هر دوي آنها پديدار شد و اشك در چشمان هر دو حلقه زد
دسته گلي را كه برايش گرفته بود، به سمتش دراز كرد
ولي باز هم پدرش آن را نگرفت
و اين بار هر دو شروع به گريه كردند و دخترم دسته گل را پرتاب كرد
و از اتاق خارج شد
ديگر نتوانستم جلوي خودم را بگيرم و رو به او كردم و گفتم
تو خجالت نمي كشي، اين همه وقت كه نبودي
مي دوني چقدر دخترت چشم انتظارت بوده
هر موقع دختراي ديگر رو تو بغل باباشون مي ديده، مي گفته كه مامان كي بابا مي ياد تا من رو هم بغل كنه
مي دوني كه ..... و همين طور هي گفتم و گفتم
ولي او فقط اشك مي ريخت
خيلي ناراحت شدم و با سرعت از اتاق خارج شدم
بعدها وقتي از همسنگرش كه در اتاق بود و شاهد همه ماجرا
شنيدم كه او حتي قادر به پاك كردن اشك هايش هم نبود
زيرا او دو دستش را از دست داده بود
و از اين موضوع خيلي خجالت مي كشيد
آنقدر ناراحت شدم كه ...... افسوس و افسوس |